06 06
-
تاریخ: 1404/9/28 ساعت: 15:16
div class TopPost div class TopPost2 div class Post title 06 06 div div div div class C post div class CenterPost p امروز 33 سالم تموم شد و رفتم تو 34 سالگی p p امروز کلا به قول این دهه هشتادیا پریود مغزی بودم به نیروهام میپریدم سرشون داد میزدم و p p مث این دیوونه ها انگار یه چیزی کم داره و دو تخته ...
تو را دوست دارم
-
تاریخ: 1404/9/28 ساعت: 15:16
تو را دوست دارم تو را دوست دارم بخاطر تمام آنچه که بود تو را دوست دارم بخاطر تمام دلهره های عاشقانه ای که برایت سرودم تو را دوست دارم بخاطر لدت اولین گناه تو را دوست دارم برای حس قندابه ی قلبم به هنگام فکر کردن به تو تو را دوست دارم بخاطر حس گرم اولین بوسه تو را دوست دارم بخاطر دوست داشتن تو تاريخ ش...
صداها رونمیشنوم
-
تاریخ: 1404/9/28 ساعت: 15:16
a href last search q صداها صداها a a href last search q رونمیشنوم رونمیشنوم a گاهی اوقات صداها رو نمیشنوماصلا انگار قرار نیست بعضی صداها شنیده بشه یا اصلا بشنوم گاهی اوقات دلم از خودم پره تا حالا شد دلت برای دل خودت بسوزه من واقعا گاهی وقتا دلم برای خودم میسوزه اصلا چند وقتیه فقط دلم برای دلم میسوزه...
پاییز دل خسته
-
تاریخ: 1404/9/28 ساعت: 15:16
a href last search q پاییز پاییز a دل خسته انگار تمام خستگی هام جمع شدن تو پاییزدیگه دل و دماغی واسم نمونده نمیئونم چرا اینقدر فضا خسته و دل آشوب و خالیه هر چی هم فضای فکری رو عوض می کنم انگار نه انگار مث اینکه خبری نیست چیزی عوض بشه یا حتی تغییری کلا روبراه نیستم برگای پاییز داره میریزه ولی کلا انگ...
نفهمی
-
تاریخ: 1404/9/28 ساعت: 15:16
div class TopPost div class TopPost2 div class Post title a href last search q نفهمی نفهمی a div div div div class C post div class CenterPost p چقدر سخت است با کسی باشی که بودنش در منفعتش است p p اصلا انگار امده برای تجارت برای منفعت از بازار p p واقعا بدرد نمیخوره و بدرد نخوره p br div div div cla...
خستگی
-
تاریخ: 1402/12/22 ساعت: 18:18
روزگار عجیبیه، گاهی اوقات هر چقدر تلاش میکنی، هرچقدر سعی میکنی، یه موضوعو روبراه کنی نمیشه که نمیشه ...اصلا فهموندن یه موضوع به کسی که فکرش و ذهنش کوچیکه ، سخته مثل کندن کوه با دست خالی...حیف که تفکر ناپخته نمیزاره دل آدم خوب دربیاد و دلش خوش باشه...!اصلا یه روزی میرسه که میگی، ولش کن، هرچی شد شد .....
هیچ وقت...
-
تاریخ: 1402/10/26 ساعت: 11:38
میدونی قشنگی اینجا به چیه؟؟هیشکی نمیاد یه دور اینجا بزنه...امروز داشتم تو اینستا یه کلیپ از شادمهر دمیدیدم در خصوص ژینا ، عشق اولش...تو نریشن کار گفت : هرچه قدر هم زندگی کنی و زنتو دوست داشته باشی، بازم محاله عشقت رو فراموش کنی!حالا زن یا مردش هیشکدوم فرقی ندارن...تمام...Adblock test (Why?)
نمیدونم
-
تاریخ: 1402/10/7 ساعت: 22:52
الان که دست به قلم شدم، نمیدونم چرا دارم می نویسم، اصلا جالبیش به اینه که هیچ مخاطب خاصی هم نیس که بیاد و این چرندیات رو بخونه.انگار شده مث یه ویرونه خونه، یه انباری بی صاحاب که فقط داخلش پر وسایله...هوا بارونیه، دل گرفت . ابری طور و سرد...انگار این وسط قرار نیست چیزی عوض بشه و انگار فراره تا ابد من...
هوای دلم
-
تاریخ: 1402/2/1 ساعت: 15:16
هوا، چیز عجیبیه، امروز هوای سرکارم، خیلی دل گرفت و طوفانیه.اینجور وقتا دلم میره به 10-12 سال قبل، زمانی که نمیدونم چرا دلم یجوری میشد...دل منم با دل بقیه زمینتا اسمون فرق داره، نمیدونم اصلا چشه، چه مرگشه و قراره چه اتفاقی براش بیفته...در ضمن ، خیلی وقته از ته دل، هوای دلم به دلم نخورده!!!!!!!!!!!!!!...
جنون
-
تاریخ: 1402/2/1 ساعت: 15:16
نمیدونم الان چم شده، دلم میخواد فقط فقط بنویسم، نوشتن ادمو اروم میکنه، دلم واقعا یه جاده میخواد با اهنگایی که منو ببره به اوج دوران عاشقیم...دورانی که برای فکر کردن بهش، قلب به تپش میفتاد...احساس میکنم گاهی وقتا به این صفحه سر میزنی، میخونی و گاهی هم.... ولی خبرش رو نمیدی، چون به خودت قول دادی دیگه ...
ها هایی
-
تاریخ: 1402/1/25 ساعت: 12:46
ما آدما زندگی عجیبی داریم، می دویم و می دویم...زندگیمون سرشار از دویدن هایی است که نمیدونیم به چی میخواهیم برسیمافتادن ها، بلند شدن ها، عاشق شدن ها و خیلی از ها هایی که تو زندگی مونده و ما یه خاطره ازش داریم."خاطره ها" هم یکی از همون ها هایی که به دلت می شینه و ناخواسته وناخودآگاه بهش فکر می کنی، فک...
هنوزم میشه...
-
تاریخ: 1401/11/1 ساعت: 11:48
شاید شده که تو این وقتا به این صفحه یه سر بزنی، شایدم گذرت اصلا نیفتاده! اگه افتاده، یه ندا بده...
رفیق خوب
-
تاریخ: 1401/7/6 ساعت: 22:59
من دایره دوستیام بسیار محدوده، یه رفیقی داشتم که خیلی کنارش راحت بودم راحت و دوست داشتنی،تنها دلخوشیم همون بود ، ولی خوب به اسم تقدیر و بی عرضگی خودم، رفیقم رو از دست دادم -حالا هم دیگه همه چیز تموم شده وهیچ چیزی برای فکرکردن بهش هم نمونده!!!رفیق خوب ، خیلی خوبه - خیلی خوب ، امیدوارم سهم زندگیش ، خو...
خسته
-
تاریخ: 1401/7/6 ساعت: 22:59
زندگی چیز عجیبیه، نمیدونی اخرش قراره چی بشه و به کجا ختم میشه...دویدن ها برای رسیدن به چیزی که اصلا انتظارشو نداری و نمیدونی قراره چه اتفاقاتی برات بیفته...زندگی میون هیاهوی دنیا ، با ادمایی که انگار فهم ودرکشون از دنیا فقط یه چیز محدوده و قراراه انگار برای همبنجا بمونن!بعضی وقتا ادم میخواد بکنه وبر...
ولش
-
تاریخ: 1401/7/6 ساعت: 22:59
گاهی اوقات دست ودلت همینجوری قراره فقط بنویسن و بنویسن. بی هیچ دلیل خاص و فقط برای دل خودت.تنهایی! تنهایی بدترین درد دنیاست، فکر میکنم خدا هم از تنهاییش ناراحته!!!گاهی وقتا دلت میخواد فقط برا دل خودت باشی، خودت باشی و خودت و یه جاده که بزنی بری و موزیکش بقول تتلو، جر بده این جاده رو با ...زندگی چیز ...
ویرانه...
-
تاریخ: 1399/8/26 ساعت: 0:06
اینجا مث یه ویرونه هستش، توی ویرونه ها آدم عاقل وانمیسته، فقط کسی که مجبور باشه یا کسی که گذرش افتاده باشه...گاهی آدما ناخودآگاه از کنار بعضی ویرونه ها رد میشن، بی اختیار می ایستند، بی اختیار نگاه میکنند ، بی اختیار فکر میکنند...بی اختیار...Let's block ads! (Why?)
حریم
-
تاریخ: 1399/8/26 ساعت: 0:06
یادمون باشه، ما آدما نیاز به یه حریم داریم برای خودمون...!!!...یه حریمی که فقط خودت میدونی و خودت، نیازی نیست دادبزنی، آروم و آروم وآروم ...گاهی وقتا این دست های من نیست که داره تایپ میکنه، انگشتام دیگه دست خودشون نیست وقتی روی کیبورد قرار میگیرن!!!مست میشن، بی اختیار و مست...Let's block ads! (Why?)
دوباره
-
تاریخ: 1399/8/26 ساعت: 0:06
امروز پس از سال ها دوباره تمام خاطرات دانشگاه و خداحافظی و دلتنگی و هزار کوفت و مرض دیگه رو مرور کردم و یاد تمامی خاطرات بخیر- خوشبختانه کسی از این صفحه من خبری نداره، خدا رو شکر خودمم و خودمم و خودم....Let's block ads! (Why?)
زمین میچرخه و میچرخه و ...
-
تاریخ: 1398/9/4 ساعت: 0:01
زندگی خیلی عجیبه...گاهی وقتا آدم تمام تلاشش رو میکنه چیزی رو به دست بیاره، ولی نمیشه که نمیشه...گاهی وقتا هم بدون هیچ تلاشی، به خواستت میرسیزندگی همینجوریش خوبه، غیر قابل پیش بینی و سخت ولی گاهی اوقات
ققنوس ...
-
تاریخ: 1398/9/4 ساعت: 0:01
خیلی وقت بود که دست به قلم نبرده بودم/...شاید حدود 5 یا 7 سال میشه، ولی اگه بازم دستی روآغاز کردم، مطمئن هستم به زیبایی گذشته نخواهد بود...دیگه ققنوس فکرمنمیتونه اینقدر بالا بره که خودش و هرچی توش باشه رو بسوزونه!!!!!!!!!!!!شایدم ، پر پرواز من سوخته،شایدم، الهام کننده من رفته...!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!...