اینجا مث یه ویرونه هستش، توی ویرونه ها آدم عاقل وانمیسته، فقط کسی که مجبور باشه یا کسی که گذرش افتاده باشه...
گاهی آدما ناخودآگاه از کنار بعضی ویرونه ها رد میشن، بی اختیار می ایستند، بی اختیار نگاه میکنند ، بی اختیار فکر میکنند...
بی اختیار...
برچسب:
نویسنده: ستایش بهرامی