برچسب:
نویسنده: ستایش بهرامی
برچسب:
نویسنده: ستایش بهرامی
برچسب:
نویسنده: ستایش بهرامی
برچسب:
نویسنده: ستایش بهرامی
برچسب:
نویسنده: ستایش بهرامی
روزگار عجیبیه، گاهی اوقات هر چقدر تلاش میکنی، هرچقدر سعی میکنی، یه موضوعو روبراه کنی نمیشه که نمیشه ...
اصلا فهموندن یه موضوع به کسی که فکرش و ذهنش کوچیکه ، سخته مثل کندن کوه با دست خالی...
حیف که تفکر ناپخته نمیزاره دل آدم خوب دربیاد و دلش خوش باشه...!
اصلا یه روزی میرسه که میگی، ولش کن، هرچی شد شد ...
دیگه مهم نیست...!
برچسب:
نویسنده: ستایش بهرامی
میدونی قشنگی اینجا به چیه؟؟
هیشکی نمیاد یه دور اینجا بزنه...
امروز داشتم تو اینستا یه کلیپ از شادمهر دمیدیدم در خصوص ژینا ، عشق اولش...
تو نریشن کار گفت : هرچه قدر هم زندگی کنی و زنتو دوست داشته باشی، بازم محاله عشقت رو فراموش کنی!
حالا زن یا مردش هیشکدوم فرقی ندارن...
تمام...
برچسب:
نویسنده: ستایش بهرامی
برچسب:
نویسنده: ستایش بهرامی
هوا، چیز عجیبیه، امروز هوای سرکارم، خیلی دل گرفت و طوفانیه.
اینجور وقتا دلم میره به 10-12 سال قبل، زمانی که نمیدونم چرا دلم یجوری میشد...
دل منم با دل بقیه زمینتا اسمون فرق داره، نمیدونم اصلا چشه، چه مرگشه و قراره چه اتفاقی براش بیفته...
در ضمن ، خیلی وقته از ته دل، هوای دلم به دلم نخورده!!!!!!!!!!!!!!1
برچسب:
نویسنده: ستایش بهرامی
برچسب:
نویسنده: ستایش بهرامی
برچسب:
نویسنده: ستایش بهرامی
شاید شده که تو این وقتا به این صفحه یه سر بزنی، شایدم گذرت اصلا نیفتاده! اگه افتاده، یه ندا بده...
برچسب:
نویسنده: ستایش بهرامی
من دایره دوستیام بسیار محدوده، یه رفیقی داشتم که خیلی کنارش راحت بودم راحت و دوست داشتنی،تنها دلخوشیم همون بود ، ولی خوب به اسم تقدیر و بی عرضگی خودم، رفیقم رو از دست دادم -حالا هم دیگه همه چیز تموم شده وهیچ چیزی برای فکرکردن بهش هم نمونده!!!رفیق خوب ، خیلی خوبه - خیلی خوب ، امیدوارم سهم زندگیش ، خوشبختی و زیبایی باشه...اینکه دارم بعد از این همه وقت دوباره مینویسم، دل خودمه، همین و بس !!!...!!!...!!!
برچسب:
نویسنده: ستایش بهرامی
برچسب:
نویسنده: ستایش بهرامی
برچسب:
نویسنده: ستایش بهرامی